اما آيهء :
وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ
؛ معنايش اين است كه تو را از كشته شدن به دست آنان نگه مىدارد .
و در آيهء :
ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ
چند پاسخ است :
اوّل اينكه : جملهاى در اينجا در تقدير است ؛ يعنى اگر بر دينتان مصلحت ديدم دعايتان را اجابت مىكنم . و به اين ، در آيه تصريح كرده و فرموده است :
فَيَكْشِفُ ما تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شاءَ
« 1 » .
دوّم اينكه : دعا ، عبادت است ؛ يعنى مرا عبادت كنيد تا براى شما پاداش دهم . و آيهء :
إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي
« 2 » بر اين دلالت دارد .
و سوّم اينكه : لفظ ، عموم است ولى خصوص از آن اراده شده و اين در عرف فراوان است .
اما اينكه فرمود :
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ
، وقتى كه خداوند با براهين و معجزات ، پيامبرش را حجّت قرار داد ، ديد عدهاى از قومش بر نعمت خداوند بر او حسد مىورزند و بر اهل كتاب تمايل پيدا مىكنند و براى باطل خود به انكار اهل كتاب احتجاج مىنمايند .
حضرت آنان را با اقرار كردن دشمنش به صداقت او آگاه نمايد و چه چيزى بزرگتر از اينكه در استدلال ، از دشمن گواهى و شهادت بخواهى و به اقرار آن احتجاج كنى . علاوه ، در تورات و انجيل ، صفات پيامبر وجود دارد و هر كس انصاف داشته باشد اين را مىفهمد .
برخى از شبهات مخالفين
( 1 ) مخالفين گفتهاند : چگونه ادّعا مىكنيد كه تمام اخبار محمّد از غيب ، راست و حق است در حالى كه خلاف بعضى از آنها را پيدا كرديم ؛ زيرا محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله - گفته است : « وقتى قيصر مرد ، قيصرى بعد از آن نيست » در حالى كه بعد از
هامش
( 1 ) سورهء انعام ، آيهء 41 .
( 2 ) سورهء غافر ، آيهء 60 .