اينكه گردنها در مقابل آن كج مىشوند و جانها خاضع مىگردند و قلوب كسانى كه مىخواهند صدق صاحب آن را بدانند ، آگاه مىشوند .
معجزه ، نشانهء صداقت
( 1 ) هر گاه معجزهاى باشد ، علامت صدق است چه صاحب معجزه پيامبر باشد و چه امام . و معجزه براى تصديق صاحبش مىباشد چه در ادّعاى نبوّت و چه در تحقيق حالش ؛ زيرا خبر مخبر يا راست است يا دروغ و معجزه علامت راستى است .
خداوند متعال هم مىتواند علامات و اماراتى نصب كند تا ميان صدق و كذب تمييز دهد ، چنانچه مىتواند آشكارا اعلام كند كه چه چيزى راست و چه چيزى دروغ است ، ولى تا مادامى كه تكليف هست اين كار را نمىكند . و اگر خداوند علامتى را براى تشخيص راست از دروغ نصب نمىكرد ، كسى نمىتوانست بر راستى سخن پيامبر استدلال كند . و اين به عجز خداوند منجر مىشد كه باطل است ؛ زيرا خداوند قادر بالذات است پس بايد بتواند علامتى براى تشخيص راست از دروغ نصب كند . آنگاه اين علامت يا چيزى عادى است و يا چيزى است مخصوص شخصى كه به راستى ادّعاى پيامبرى مىكند و ناقض عادت است بر منوالى كه قبلا گفتيم و خارق العاده است نه چيزى عادى .
پس در اين صورت معجزه مىتواند علامت راستى باشد و مخصوص راستگو گردد و هنگامى كه پديد آمد ، معلوم مىشود كه از اوست و كاذب و دروغگو نمىتواند آن را داشته باشد ؛ زيرا حكم اماره مانند دلالت است نمىشود دليل باشد ولى مدلول نباشد و همين طور اماره ؛ چنانچه علت موجب حكم است وقتى كه باشد و حكمش نباشد پس علت آن حكم نيست و معجزه علامت صدق است و علامت چيزى مانند دلالت آن است ، حكمش بر آن بار مىشود و كاذب نمىتواند آن را داشته باشد .