در بارهء آيهء :
يا أُخْتَ هارُونَ ما كانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ
« 1 » ، در حالى كه « مريم » برادرى به نام « هارون » نداشت .
( 1 ) پاسخ اينكه : خداوند متعال از اين كلام ، برادرى نسبى را اراده نكرده است بلكه منظورش اين است : اى شبيه هارون ! و اى مانند هارون در صلاح .
در ميان بنى اسرائيل مرد صالحى بود به نام « هارون » و گاهى مردى به كسى مىگفت : اى برادرم ! ولى منظورش برادر نسبى نبود . و گفته مىشود : اين چيز ، برادر اين چيز است وقتى كه هم شكل آن باشد و خداوند متعال هم فرموده است :
وَ ما نُرِيهِمْ مِنْ آيَةٍ إِلَّا هِيَ أَكْبَرُ مِنْ أُخْتِها
« 2 » .
اشكال كردهاند و گفتهاند : چگونه قرآن مىتواند بر آن نظمى كه گفتيد باشد و در آخرين درجهء بلاغت باشد در حالى كه در آن تكرار الفاظ است ؛ مانند
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ
و مانند آن ، تكرار قصّههاست .
پاسخ اينكه : تكرار ، چند جور است : ( 1 ) 1 - تكرار در لفظ باشد نه در معنا ؛ مانند اينكه بگويد : اطاعتم كن و عصيانم ننما .
( 1 ) 2 - هم در معنا و هم در لفظ تكرار باشد ؛ مانند اينكه بگويد : عجّل ! عجّل ! يعنى هم در سرّ و هم در آشكار . و اللَّه ! و اللَّه ! يعنى هم در گذشته و هم در آينده . و گاهى هم همهء اين تكرارها براى تأكيد معنا و مبالغهء در آن است و گاهى هم اين تكرارها براى زينت دادن نظم و زيبا كردن آن است و نياز به استعمال هر دو مىباشد .
چه بسا چيزى كه با اختصار و حذف استعمال شده ، بر شنونده معلوم نمىشود .
و اهل بلاغت ، تكرار را در جايى مورد مذمت قرار دادهاند كه در سخن زيادى باشد و هيچ فايدهاى هم در بر نداشته باشد و معنايى را تأكيد نكند و لفظ و نظم را زينت
هامش
( 1 ) يعنى : « اى خواهر هارون ! پدر تو مرد بدى نبود » ، ( سورهء مريم ، آيهء 28 ) .
( 2 ) يعنى : « هيچ آيهاى به آنان نشان نمىدهيم مگر اينكه از خواهرش بزرگتر باشد » ، ( سورهء زخرف ، آيهء 48 ) .