مىدهند ، محبت آنان را در قلب ساير مؤمنان قرار دهد . و معنايش اين گونه مىشود كه : « من آنان را محبوب قلوب نمودهام » .
( 1 ) باز از آيهء
أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ
« 1 » ، اشكال گرفتهاند كه از غيب نوشتن يعنى چه ؟ در حالى كه قريش بىسواد بودند پس چگونه آنان را نويسنده قرار داده است ؟
پاسخ اينكه : معناى نوشتن و كتابت در اينجا حكم است ؛ يعنى آيا نزد آنان علم غيب است كه آنان حكم مىكنند و مىگويند : بر تو غلبه مىكنيم و تو را طرد مىنماييم و پيروزى با ماست نه با تو ؟ و مانند اين شعر « جعدى » است كه مىگويد :
و مال الولاء بالبلاء فملتم * و ما ذاك حكم اللَّه اذ هو يكتب « 2 »
يعنى « حكم مىكند » . مثل آن است اين آيهء شريفه :
وَ كَتَبْنا عَلَيْهِمْ فِيها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ
« 3 » .
و مانند فرمايش پيامبر به صاحبان دعواست كه فرمود : و الذى نفسى بيده لاقضين فيكما بكتاب اللَّه « 4 » ؛ يعنى « به حكم خدا » ؛ زيرا منظورش رجم و عذاب بود ، در حالى كه اين در ظاهر كتاب خدا نيست .
در آيات
وَ قُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِينُ كَما أَنْزَلْنا عَلَى الْمُقْتَسِمِينَ الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ
« 5 » .
و :
لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ ، كَما أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ
هامش
( 1 ) يعنى : « و يا آنان علم غيب دارند و مىنويسند » ، ( سورهء طور ، آيهء 41 ) .
( 2 ) يعنى : « دوستى چيست كه به بلاء مايل مىشود ، اين حكم خداوند نيست كه او بنويسد » .
( 3 ) يعنى : « بر آنان نوشتيم ( حكم كرديم ) كه نفس در مقابل نفس قصاص مىشود » ، ( سورهء مائده ، آيهء 45 ) .
( 4 ) يعنى : « سوگند به كسى كه جانم به دست اوست در ميان شما دو نفر ، با كتاب خدا ( حكم خدا ) قضاوت مىكنم » .
( 5 ) ( سورهء حجر ، آيهء 89 - 91 ) .