تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 693

مساهمون:

ص٦٩٣
تكذيب نمايد . پس بعد از اين از معجزه چه چيزى باقى مىماند ؟ و اعجاز هم تمام نمىشود مگر اينكه قطع و يقين پيدا شود كه معارضه كردن بر آنان سخت بوده و نتوانسته‌اند معارضه كنند يا سخنى نزديك به آن بياورند . و اين هم حاصل نمىشود مگر بعد از اينكه علم حاصل كنيم كه معارضه واقع نشده است در حالى كه انگيزه زياد بوده و اسباب قوى نيز وجود داشته است ، ولى هيچ عاقلى نتوانسته است به معارضه برخيزد و هيچ متدينى به آن كمك نكرده است .

علت عدم معارضهء اعراب با قرآن كريم

( 1 ) پرهيزگارى و حيا ، عرب را از اين كار باز نداشت ؛ زيرا آنان هيچ پرهيزگارى و حيا را رعايت نمىكردند حتى از فحش و بدگويى هم فروگذارى نمىنمودند و از افترا بستن هم حيا نمىكردند و در اين ميان چيزى نبود كه حجّت باشد و نه شبهه‌اى وجود داشت ، بلكه اين از شدت عداوت آنان كشف مىكرد و سرگردانى ، آنان را واداشت تا چيزى را كه نزد آنان قبيح بود تحسين كنند و اضطرار ، موجب شد كه يكى از آنان داستان « رستم و اسفنديار » را آموخت و آن را براى مردم مىگفت و مردم گمان مىكردند كه او توانسته است با قرآن معارضه كند ! و منظور از معارضه خواهى همان قصه‌ها و اخبار هستند در حالى كه به درجهء معارضه نرسيده بودند و مىتوانستند رفع شبهه كرده و از آن رو برگردانند . و اخلاق آنان اگر چه سنگين بود ، ولى حالى كه آنان داشتند بزرگ شدن شخص كوچك بود و كسى بود كه از خوارى به عزّت مىرسيد ، علمش خشك مىشود و شهوتش دور مىگردد و به آنچه قبلا ممكن نبود اقدام مىكند . كسى نمىتواند ادعا كند كه اين را عرب نمىدانستند و اگر به ذهن آنان مىرسيد انجام مىدادند ، ولى به فكرشان نرسيده بود ؛ زيرا آنان از هوش و زيركى ، بهرهء زيادى داشتند و از حقه‌هاى نافذى با اطلاع بودند سهل است از اينكه خود حيله نكنند . به ويژه با نياز و احتياج به آن كه نياز ، حيله را توجيه مىكند ! با زيادى زكاوت و خوبى ذهنى كه آنان داشتند ؟