شنيد ) گريست ، پرسيدند چه چيز تو را مىگرياند ؟ گفت : « نظم » .
( 1 ) 3 - نظم قرآن پيوسته تازه است و خسته نمىكند و كهنه نمىشود ولى كتابهاى آسمانى گذشته از زيور نظم عريان هستند و اهل كتاب ، براى كتابهاى خود ، « نظم » را ادعا نكردهاند .
4 - قرآن به صورتى است كه يك بار به پيامبر خطاب مىكند و يك بار هم به كسى ديگر .
5 - مانند قرآن در جامع بودن يافت نمىشود ؛ چون در آن فراوانى و خلاصه بودن است كه مانند دو صفت متضاد مىباشند .
6 - اجزاى آن به يك ديگر مخلوط نشدهاند و عادت بشر بر اين است كه معانى كلام را تقسيم كند .
7 - هر فضيلتى كه در تأسيس زبان عربى نقش داشته باشد ، در قرآن موجود است .
8 - وجود برترى ميان بعضى از اجزاى سورهها و جزء بهتر و برتر ، ميان سورههاى گوناگون ظاهر مىشود ، چنانچه در « تورات » ، ده كلمه وجود دارد كه شامل وصايا مىشود و به خاطر ارزشمند بودن آن كلمات ، به آنها سوگند مىخورند . و همچنين در « انجيل » ، چهار صحيفه است و در « زبور » حمدها و تسبيحهايى است كه در نمازشان آنها را مىخوانند .
9 - در قرآن آنچه مردم به آن نياز دارند از اصول و فروع دينشان و از اشارهء بر عقليات و اقامهء برهان بر ملحدين و براهمايان و دوگانه پرستان و منكرين بعثت و طبيعيين ، با مختصرترين و رساترين كلام وجود دارد . و نيز در آن انواع اعراب و انواع لغت عربى و حقيقت و مجاز و حتى « طب » هم موجود است ؛ چنانچه مىفرمايد :
كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا
« 1 » كه پايه و اساس طب همين است . و در آن محكم و متشابه و ناسخ و منسوخ است و قرآن كريم بر تمام كتب آسمانى گذشتگان نگهبان
هامش
( 1 ) سورهء اعراف ، آيهء 31 .