غير از ساير نظمهاست و مسيرى است خارج از آنچه بدان عادت كردهاند از خطبهها و نامهها و شعر و نثر و رجز و مخمّس و مزدوج و عريض و قصير .
وقتى كه در اين تأمّل كردى و در آخر و ابتدا و آسانى الفاظ و جمع بودن معانى قرآن فكر نمودى كه هر لفظى اگر تغيير داده شود ممكن نيست بتوانيم به عوض آن لفظى بياوريم كه از اين لفظ موافقتر و به معنا دلالتكنندهتر و جمعكنندهء فوايد و زوايد باشد ، وقتى كه اين گونه شد ، پس هنگام تامّل در همهء اينها ، نظم لايق و معانى صحيحى كه مانند آن در نظم اين عبارت پيدا نمىشود هر چه هم بليغ و خطيب كوشش كند ، محقق مىشود .
( 1 )
خواص نظم قرآن
( 2 ) 1 - نظم قرآن از صورت تمام نظمها خارج است و اگر قرآن نازل نمىشد ، در قلب هيچ شخص فصيحى سخنى مانند آن تأثير نمىگذاشت ؛ چنانچه « عتبة بن ربيعه » هنگامى كه قريش او را ( براى شنيدن و تشخيص سخنان پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله - ) انتخاب كردند و پيامبر سورهء « حم سجده » را براى او خواند ، وقتى كه او برگشت گفت : انواع سخنان عرب را شنيدهام و اين به هيچ كدام از آنها شباهت ندارد . او چيزى را مىگويد كه در قلب اثر مىكند .
و مانند آن سخن جنّ است كه خداوند از آنان حكايت مىكند و مىفرمايد :
إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ
« 1 » .
و هنگامى كه شبيه و مانند قرآن را از نظمها پيدا نكردند ، طمعشان از معارضه بريده شد .
2 - خاصيّت دوّم نظم قرآن ، تاثيرى است كه در قلوب شنوندگان مىگذارد و هر كس كه مؤمن باشد به طرف او اقبال مىكند و جذب مىشود . حكايت شده است كه مرد نصرانى از كنار كسى كه قرآن مىخواند عبور كرد و ( صداى قرآن را كه
هامش
( 1 ) سورهء جن ، آيهء 1 و 2 .