قريشيان گفتند : اگر اين را بخوانى پيامبر از تو نمىپذيرد ، كوشيدند تا اينكه مانعش شدند . اعشى گفت : به يمامه مىروم و امسال را در آنجا مىمانم ، رفت و مدت كمى زندگى كرد و از دنيا رفت . از شقاوت در دنيا و آخرت و بدى قضا و قدر به خدا پناه مىبرم و درود و سلام بر سيّد و آقاى ما محمّد و بر آل او باد .
« لبيد » نيز آمد و به پيامبر ايمان آورد و براى احترام به قرآن ، شعر گفتن را ترك كرد و به او گفتند : دو بيت قصيدهاى كه گفتهاى آنها چه شدند ؟
ان تقوى ربّنا خير نفل * و باذن اللَّه ريثى و العجل
و همچنين آنچه گفتهاى : عفت الديار محلها فمقامها . . .
در پاسخ گفت : خداوند به عوض آنها سورهء بقره و آل عمران را به من داده است .
تفاوت معجزه با حيله ، سحر و جادو
( 1 ) مىگويند : كسانى كه در اين باب با ما مخالفت كردهاند گفتهاند : راه شناخت نبوّت و پيامبر منحصر در معجزه نيست و گمان كردهاند كه معجزه با حيله و شعبده و سرعت دست ، مشتبه مىشود ، پس نمىتواند راه شناخت نبوّت باشد ! اين سخن باطل است ؛ زيرا وقتى اين سخن صحيح است كه ميان معجزه و حيله تفاوت ، امكان نداشته باشد ، در حالى كه ما فرقهايى را ميان اين دو برمىشماريم :
1 - « معجزه » از جنسى است كه بندگان نمىتوانند به آن قدرت پيدا كنند ؛ مانند تبديل كردن عصا به مار و زنده نمودن مرده و غير اينها .
2 - « معجزه » احتياج به آموختن ندارد ، بر خلاف « حيله » كه نيازمند وسائلى مىباشد .
3 - « معجزه » نقض عادت مىكند بر خلاف « حيله » كه ناقض عادت نيست .
4 - « معجزه » به آلت و وسائل نياز ندارد به خلاف « حيله » كه نياز دارد .
5 - « معجزه » نزد كسى كه اهل اين باب باشد ظاهر مىشود و براى ترويج و تبليغ آنهاست ، در حالى كه « حيله » نزد كسانى ظاهر مىشود كه اهل اسلام