و سورههاى طولانى از چند جهت شامل اعجاز مىشوند ؛ از جهت « نظم و ترتيب و كثرت و خبر از غيب دادن » ، از اين رو جايز نيست قرآن را يك معجزه به حساب آورد و نه هزار معجزه و نه چند برابر آن .
بدين خاطر سخن كسى را كه گفته است : « پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - هزار معجزه دارد يا دو هزار » تخطئه مىكنيم ؛ زيرا وقتى معجزات آن حضرت را بشماريم از هزاران نيز افزون مىشوند « 1 » .
( 1 )
معجزه بودن قرآن مجيد
( 2 ) بدان كه چگونگى استدلال بر قرآن ، فرع بر خود استدلال آن است . و استدلال به قرآن بعد از بيان پنج چيز صحيح است :
1 - ظهور محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله - در مكّه و ادعاى اينكه او مبعوث و فرستادهء خداوند به سوى خلق است .
2 - با قرآنى كه در دست داشت ، اعراب را به مبارزه طلبيد و ادّعا كرد كه خداوند قرآن را بر او نازل كرده و مخصوص او گردانيده است .
3 - اعراب در طول اين مدت ، نتوانستند با قرآن معارضه كنند .
4 - آنان به خاطر عجز و ناتوانى نتوانستند با قرآن معارضه كنند .
5 - اين ناتوانى مردم ، چيز خارق العادهاى است .
وقتى كه اين ثابت شد ، پس يا قرآن به خودى خود معجزه است و با فصاحتش خرق عادت كرده است ، از اين رو نتوانستهاند با او معارضه كنند و يا اينكه خداى سبحان آنان را از معارضه برمىگرداند و اگر خداوند آنان را منصرف نمىكرد ، مىتوانستند معارضه كنند و هر طورى كه باشد ، صحت نبوّت پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - ثابت مىشود ؛ زيرا خداى متعال كذّاب را تصديق نمىكند و براى باطل خرق عادت نمىنمايد « 2 » .
هامش
( 1 ) بحار الأنوار : 92 / 121 .
( 2 ) بحار الأنوار : 92 / 122 .