تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 667

مساهمون:

ص٦٦٧
( 1 )

ناكامى معارضين با قرآن

( 2 ) اما ظهورش در مكّه و خواندن مردم را به سوى خويش ، پس شبهه‌اى در آن نيست ، بلكه آشكار و واضح است و هيچ عاقلى آن را انكار نمىكند . و نيز ظهور اين قرآن در دست آن حضرت واضح است و شك در يكى از آن دو مانند ترديد در ديگرى مىباشد . اما آنچه دلالت مىكند كه آن حضرت از مردم خواسته است تا با قرآن معارضه كنند و معناى سخنانى كه مىگوييم پيامبر اكرم معارض خواسته است ، اين است كه آن حضرت ادّعا كرده كه خداوند او را فقط به قرآن مخصوص گردانيده و فقط به او خبر داده و جبرئيل به سوى او آمده و اين معلوم است و كسى نمىتواند آن را انكار كند . و اين نهايت به معارضه خواستن است و اينكه اگر مىتوانند به مبارزه بيايند . اما اينكه اصلا با قرآن معارضه نشده ؛ زيرا اگر معارضه مىشد لازم بود كه نقل شود و اگر نقل مىشد ، دانسته مىشد ؛ چنانچه از خود قرآن معلوم است و همه از آن خبر دارند . پس كسى از معارضه خبر ندارد و اين دليل است كه اصلا قرآن معارضه نشده است ؛ چنانچه معلوم است كه ميان بغداد و بصره شهرى بزرگتر از آن دو نيست و اگر بود ، بايد نقل مىشد و مردم مىدانستند . پس مىگوييم : معارضه اگر بود بايد نقل مىشد ، چون انگيزه‌هاى نقل آن زياد است و اگر بود آن حجّت مىگرديد و قرآن شبهه مىشد و نقل حجّت اولى از نقل شبهه است . اما آنچه با آن فهميده مىشود كه جهت عدم معارضه ، ناتوانى بوده است نه غير آن ، اين است كه هر كارى با وجود انگيزهء آن انجام داده نشده ، اين خود دليل است بر اينكه به خاطر ناتوانى انجام داده نشده و به اين جهت مىگوييم : اين جواهر و رنگها در قدرت ما نيستند و مخصوصا وقتى كه موانع معقوله تماما مرتفع است ، پس بايد يقين پيدا كنيم كه اين ( عدم معارضه ) از جهت ناتوانى بوده نه غير آن .
الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 667 | قطب الدين الراوندي / غلام حسن محرمى