بكوبم يا تا صبح صبر نمايم ؟ در اين فكر بودم كه شنيدم حضرت به كنيزش فرمود :
درب را براى پسر عطا باز كن ؛ چون در اين شب ، سرماى شديدى او را گرفته است .
پس درب را باز كرد و وارد شدم « 1 » .
گفتگو با امام باقر ( ع )
( 1 ) 3 - باز عبد اللَّه بن عطا مىگويد : شبى از طواف و سعى ، فارغ شدم ولى هنوز مقدارى از شب باقى مانده بود . حضرت باقر - عليه السّلام - هم در مكه بود . با خود گفتم : نزد او مىروم و بقيه شب را با او سخن مىگويم . پس به در خانه آمدم و در را كوبيدم . شنيدم كه حضرت فرمود : اگر عبد اللَّه بن عطا هستى وارد شو . من هم وارد شدم .
جايز نبودن مزاح با نامحرم
( 2 ) 4 - ابو بصير مىگويد : در كوفه به زنى قرآن مىآموختم كه با او مزاح كردم .
وقتى خدمت امام محمّد باقر - عليه السّلام - رسيدم ، مرا توبيخ كرد و فرمود : هر كس در خلوت ، مرتكب گناه شود ، خداوند به او توجه نمىكند . تو به آن زن چه گفتى ؟
از حيا و خجالت ، صورتم را پوشاندم و توبه كردم . پس حضرت فرمود : ديگر چنين كارى نكن « 2 » .
پيشگويى امام باقر ( ع )
( 3 ) 5 - ابو بصير روايت مىكند كه امام باقر - عليه السّلام - از مردى پرسيد : حال پدرت چگونه است ؟
گفت : خوب است .
هامش
( 1 ) بحار الانوار : 46 / 235 ، حديث 7 .
( 2 ) بحار الانوار : 46 / 258 ، ضمن حديث 59 .