شد « 1 » .
شفاى ديوانه
( 1 ) 56 - ابن عباس مىگويد : زنى بچّهاى را خدمت پيامبر آورد و گفت : يا رسول اللَّه ! اين بچّه ديوانه شده و هنگامى كه ناهار يا شام مىخوريم بر سر ما خاك مىپاشد .
حضرت دست مباركش را به سينه كودك كشيد و دعا كرد . آن كودك هر چه خورده بود استفراغ كرد و چيز سياهى از شكمش خارج شد و در همان حال خوب شد « 2 » .
شفاى مجروحين
( 2 ) 57 - عبد اللَّه بن بريده مىگويد : از پدرم شنيدم كه مىگفت : پاى عمرو بن معاذ در جنگ قطع شد و پيامبر از آب دهانش به آن ماليد ، خوب شد « 3 » .
( 3 ) 58 - در جنگ بدر ، ابو جهل ضربتى زد و دست معاذ بن عفراء را قطع كرد و او با دست بريده حضور پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله - آمد . حضرت دست قطع شده را سر جايش گذاشت و از آب دهانش به آن ماليد ، بهم چسبيد و خوب شد « 4 » .
دعاى پيامبر ( ص ) در بارهء انس
( 4 ) 59 - ام سليم در خدمت پيامبر بود عرض كرد يا رسول اللَّه ! خادمت انس را دعا كن . حضرت فرمود : « بار الها ! مال و فرزندان او را زياد كن و در چيزى كه به او مىبخشى بركت ده » . بعدها او بيشتر از صد فرزند پيدا كرد « 5 » .
هامش
( 1 ) بحار : 18 / 9 ، حديث 16 .
( 2 ) بحار : 18 / 10 ، حديث 19 .
( 3 ) بحار : 18 / 10 ، حديث 18 .
( 4 ) بحار : 18 / 10 ، حديث 20 .
( 5 ) بحار : 18 / 10 ، حديث 22 .