اعزام على ( ع ) به يمن
( 1 ) 62 - على - عليه السّلام - مىفرمايد : « پيامبر مىخواست مرا براى قضاوت به يمن بفرستد . گفتم : يا رسول اللَّه ! مرا براى قضاوت مىفرستى در حالى كه من جوان هستم و از آن چيزى نمىدانم » .
رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - فرمود : « برو خدا قلبت را راهنمايى مىكند و زبانت را محكم مىگرداند » .
على - عليه السّلام - مىفرمايد : « بعد از آن در قضاوت بين دو نفر هرگز معطل نماندم » « 1 » .
عبور از باتلاق
( 2 ) 63 - على - عليه السّلام - مىفرمايد : با پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - روانهء خيبر شده و به منطقهء باتلاقى رسيديم . مردم گفتند : يا رسول اللَّه ! دشمن پشت سر و باتلاق پيش روى ماست ، پس چه بايد كرد ؟ همچنان كه اصحاب موسى - عليه السّلام - گفتند .
پيامبر فرمود : « خدايا ! براى هر پيغمبر مرسلى ، نشانهاى قرار دادهاى ، در اين روز قدرت خود را به ما نشان بده » .
حضرت سوار شد و حركت كرد . مردم با چهارپايان خود پشت سر او آمدند و حتى سمهاى حيوانات آنان خيس نشد . رفتند و قلعههاى خيبر را فتح كردند « 2 » .
رفتار پيامبر ( ص ) با عقب ماندگان سپاه
( 3 ) 64 - جعيل اشجعى روايت مىكند كه : در يكى از جنگها خدمت پيامبر بودم .
حضرت به من گفت : اى سواره ! تند بران . گفتم : يا رسول اللَّه ! اسبم ضعيف است
هامش
( 1 ) بحار : 18 / 12 ، حديث 29 .
( 2 ) بحار : 21 / 28 ، حديث 29 .