تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
- عليه السّلام - و امام حسين - عليه السّلام - در كنارش بودند ، به حضور پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله - آمد . حضرت فرمود : « پسر عمويت را نيز صدا كن بيايد » . على - عليه السّلام - آمد . پيامبر امام حسن - عليه السّلام - را در زانوى راست و امام حسين - عليه السّلام - را در زانوى چپ نشاند . على - عليه السّلام - و فاطمه - سلام اللَّه عليها - يكى پشت سر و ديگرى در جلو نشستند . رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - فرمود : « بار الها ! اينها اهل بيت من هستند ، تمام پليديها را از آنها بزداى و آنان را پاكيزه و منزه گردان » . و اين مطلب را سه بار تكرار كرد . ام سلمه مىگويد : من در آستانهء در بودم . گفتم : آيا من هم از آنها هستم ؟ پيامبر فرمود : « تو نيز شخص نيكو كردار هستى » . در خانه ، غير از آنها و جبرئيل ، كس ديگرى نبود . آنگاه پيامبر ، عباى خيبرى را روى آنها انداخت و پوشاند . خودش نيز با آنها بود . سپس جبرئيل يك طبق انار و انگور آورد . اوّل پيامبر خورد و آنها تسبيح گفتند . سپس امام حسن و امام حسين - عليهما السّلام - خوردند ، باز هم انار و انگور تسبيح گفتند . على - عليه السّلام - نيز خورد و آن دو تسبيح گفتند . بعد يكى از اصحاب وارد شد و خواست از آنها بخورد . جبرئيل گفت : از اين ميوه‌ها فقط پيامبر و اولاد پيامبر و وصى او مىخورند نه كس ديگر « 1 » .

شفاى ابو طالب با دعاى پيامبر ( ص )

( 1 ) 55 - ابو طالب مريض شد . پيامبر به عيادتش رفت . ابو طالب گفت : اى پسر برادرم ! از خدايى كه عبادتش مىكنى بخواه تا مرا عافيت دهد . حضرت فرمود : « خدايا ! عمويم را شفا ده » ابو طالب برخاست و نشست مثل اينكه از بند آزاد
هامش
( 1 ) بحار : 17 / 359 ، حديث 15 .