درخواست فرزند ذكور
( 1 ) 18 - محمّد بن على پسر ابراهيم همدانى مىگويد : به حضرت ابو محمّد - عليه السّلام - نامهاى نوشتم و از او خواستم كه دعا كند تا خداوند از دختر عمويم ، فرزند پسرى براى من روزى نمايد .
حضرت ، در پاسخ نوشتند : « خدا پسرانى به تو عطا نمايد » و در اثر دعاى امام - عليه السّلام - صاحب چهار پسر شدم « 1 » .
يافتن امام بر حق
( 2 ) 19 - يحيى بن مرزبان مىگويد : با شخصى از اهل سيب « 2 » مشهور به « خير » ملاقات كردم . به من گفت : پسر عمويى دارد كه در مورد امامت با او منازعه مىكند . و به امامت ابو محمّد - عليه السّلام - قائل است .
گفتم : تا نشانهاى از او نبينم ، امامتش را نمىپذيرم . پس براى كارى به سامرّا رفتم كه با ابو محمّد - عليه السّلام - برخورد كردم . با خودم گفتم : اگر مقابل من رسيد دستش را بر سر كشيد و آن را مكشوف ساخت و سپس به سوى من نظر نمود ، بعد دوباره آنچه از سر برداشته بود به جاى خود نهاد ، آن وقت به امامت او قائل خواهم شد .
آنگاه امام - عليه السّلام - هنگامى كه مقابل من رسيد ، همان كرد كه من در نظر داشتم . سپس به من نگاه كرد و بعد فرمود : اى يحيى ! پسر عمويت - كه در بارهء امامت با او منازعه مىكردى - چه مىكند ؟
گفتم : صحيح و سالم تركش كردم .
هامش
( 1 ) بحار : 50 / 269 ، حديث 33 .
( 2 ) سيب ؛ يكى از دهستانهاى كوفه است . و جزيرهاى در خوارزم و موضعى ميان طبريه و رمله ، كنار تنگه طبريه است ( معجم البلدان ، جلد 3 ، ص 182 و 293 ) .