تكلّم امام ( ع ) به لسانهاى مختلف
( 1 ) 13 - نصير خادم مىگويد : بارها امام عسكرى - عليه السّلام - را مىديدم كه با غلامانش - كه رومى ، تركى و از اهل سيسل بودند - به زبانهاى آنها سخن مىگويد .
از اين مسأله خيلى تعجّب مىكردم و مىگفتم : كسى نديده است كه حضرت ، به آن سرزمينها برود . پس چگونه به زبان آنها سخن مىگويد .
ناگهان امام - عليه السّلام - رو به من كرد و فرمود : خداوند حجّتش را از ساير مردم امتياز داده ، و معرفت و شناخت هر چيز را به وى عطا نموده ، و او تمام زبانها و تمام اسباب و حوادث را مىداند . و اگر اين گونه نمىشد ، ميان حجّت خدا و ساير مردم ، فرقى وجود نداشت « 1 » .
سوء قصد به جان امام ( ع )
( 2 ) 14 - امام حسن عسكرى - عليه السّلام - را به « نحرير » « 2 » سپردند . همسرش به دو گفت : از خدا بترس ! چون تو نمىدانى چه كسى در خانه تو زندانى است ؟ و عبادات و راز و نيازهاى امام - عليه السّلام - را به ياد او آورد و گفت : از تو در مورد او مىترسم .
نحرير گفت : او را در ميان درندگان مىاندازم . سپس براى اجراى تصميم خود ، اجازه گرفت . آنها نيز به او اجازه دادند . و او حضرت را در ميان درندگان رها نمود .
و يقين كرد كه ديگر كار امام - عليه السّلام - تمام است و درّندگان او را خواهند دريد . هنگام صبح آمدند تا شاهد دريده شدن بدن مبارك امام - عليه السّلام - باشند اما با كمال تعجّب ديدند كه آن حضرت ، نماز مىخواند . و درندگان نيز اطراف آن حضرت ، نشستهاند . از اين رو امام - عليه السّلام - را آزاد نمودند « 3 » .
هامش
( 1 ) كافى : 1 / 509 ، حديث 11 .
( 2 ) « نحرير » خادم و مسئول نگهدارى حيوانات درّنده و سگهاى خليفه بود .
( 3 ) كافى : 1 / 513 ، حديث 26 .