( 1 )
باب دهم : در معجزات امام محمّد تقى ( ع )
شفاى چشم
( 2 ) 1 - محمّد بن ميمون مىگويد : پيش از اينكه امام رضا - عليه السّلام - به خراسان برود ، در مكه با او بودم و به آن حضرت عرض كردم : مىخواهم به مدينه بروم ، توسط من نامهاى به ابو جعفر - عليه السّلام - بفرست . حضرت لبخندى زد و نامه را نوشت . و من به مدينه آمدم . در آن هنگام چشمان من ، بينايى خود را از دست داده بودند .
وقتى كه در مدينه ، خدمت حضرت جواد - عليه السّلام - رسيدم ، خادم ، او را از گهواره برداشت و به سوى من آورد . من نامه را به او دادم . حضرت هم به موفق خادم ، فرمود تا نامه را بگشايد و مقابل او قرار دهد ، خادم دستور وى را اجرا كرد .
امام جواد نگاهى به نامه انداخت و آنگاه فرمود : اى محمّد ! چشمانت چگونه هستند ؟
گفتم : يا بن رسول اللَّه ! چشمانم به مرضى گرفتار شدند و همانطور كه مىبينيد ، بينايى آن از بين رفت .
فرمود : نزديك بيا . نزديك رفتم . آن حضرت دست مبارك خويش را دراز كرد و به چشمانم كشيد . نور آنها برگشت و مانند صحيحترين موقع خود گرديد . پس