قلب تو را نورانى گرداند . پس آنچه از روزه گرفتن و دعا كردن به تو گفتم انجام بده .
پس روز شنبه سحر ، نزد من آمد و گفت : گواهى مىدهم كه او امام واجب الاطاعه مىباشد .
پرسيدم چگونه اين را فهميدى ؟
گفت : ديشب امام رضا - عليه السّلام - به خواب من آمد و فرمود : اى ابراهيم ! به خدا سوگند ! تو به سوى حقّ باز خواهى گشت . و او مىگفت : هيچ كس جز خدا حال او را نمىدانست « 1 » .
تعبير خواب امام رضا ( ع )
( 1 ) 24 - وشّاء از مسافر روايت مىكند كه گفت : روزى امام رضا - عليه السّلام - به من فرمود : برخيز و ببين در اين چشمه دو مار وجود دارد ؟ پس رفتم و به آن چشمه نگاه كردم و آن دو مار را ديدم . عرض كردم : آرى .
فرمود : من اين را در خواب ديدم و رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - به من فرمود :
اى على ! آنچه نزد ماست ، براى تو خير است « 2 » و بعد از چند روز ، از دنيا رفت « 3 » .
تعيين محل دفن
( 2 ) 25 - حسن بن عبّاد ؛ كاتب امام رضا - عليه السّلام - مىگويد : هنگامى كه مأمون تصميم گرفته بود كه به بغداد برود ، خدمت امام - عليه السّلام - رسيدم . امام رضا فرمود : اى عباد ! ما داخل عراق نمىشويم و آن را نمىبينيم .
وقتى امام - عليه السّلام - اين سخن را گفت ، من گريستم و گفتم : مرا از ديدن
هامش
( 1 ) بحار : 49 / 53 ، حديث 62 .
( 2 ) علامه مجلسى مىگويد : شايد منظور امام اين بوده است كه مرگ او مثل وجود آن دو مار ، براى او روشن است .
( 3 ) بحار : 49 / 54 ، حديث 63 .