صدايم كرد و فرمود : نام يكى را « على » بگذار و ديگرى را « امّ عمر » .
آنگاه به كوفه آمدم و ديدم همسرم دو نوزاد به دنيا آورده است و همان گونه كه حضرت فرموده بود ، نامگذارى كردم . سپس از مادرم پرسيدم : معنى ام عمر چيست ؟
گفت : مادرم را « ام عمر » مىگفتند « 1 » .
رؤياى صادقه
( 1 ) 18 - وشّاء از مسافر نقل مىكند كه مىگويد : به امام رضا - عليه السّلام - گفتم :
در خواب ديدم مثل اينكه ظرفى كه در آن چهل تخم بود ، به زمين گذاشتند .
حضرت فرمود : اگر رؤياى صادقه باشد ، مردى از ميان ما قيام مىكند و چهل روز زندگى مىكند .
پس محمّد بن ابراهيم ( ابن طباطبا ) قيام كرد و تا چهل روز زنده بود « 2 » .
خروج امام رضا ( ع ) از مدينه
( 2 ) 19 - وشّاء از امام رضا - عليه السّلام - نقل مىكند كه وقتى حضرت ، در خراسان بود ، فرمود : هنگامى كه خواستند مرا از مدينه خارج كنند و به اينجا بياورند ، افراد خانوادهام را جمع كردم و به آنها دستور دادم براى من گريه كنند تا گريهء آنان را بشنوم . آنگاه دوازده هزار دينار ميان آنان پخش كردم .
سپس فرمود : من ديگر به سوى خانوادهام برنمىگردم « 3 » .
استغاثه از رسول خدا ( ص )
( 3 ) 20 - وشّاء مىگويد : عقربى مرا گزيد ، گفتم : يا رسول اللَّه ! يا رسول اللَّه ! يك نفر اين را شنيد ، تعجب كرد و خوشش نيامد .
هامش
( 1 ) بحار : 49 / 52 ، حديث 55 .
( 2 ) بحار : 49 / 52 ، حديث 56 .
( 3 ) بحار : 49 / 52 ، حديث 57 .