خودش هدايت نمود . پس گفتم : گواهى مىدهم كه تو حجّت خدا بر خلقش هستى « 1 » .
رعايت مصلحت در نامگذارى
( 1 ) 16 - احمد بن عمر مىگويد : در حالى كه همسرم حامله بود ، از منزل خارج شدم و خدمت امام رضا - عليه السّلام - رسيدم ، عرض كردم همسرم حامله مىباشد ، دعا كن خداوند پسرى به من عطا نمايد . حضرت فرمود : او پسر است و نامش را « عمر » بگذار .
گفتم : تصميم گرفتم نامش را « على » بگذارم و به خانوادهام هم گفتهام كه نامش را « على » بگذارند .
حضرت فرمود : نه ، اسمش را « عمر » بگذار . پس به كوفه آمدم و ديدم همسرم پسرى به دنيا آورده و نامش را « على » گذاشته است . و من اسمش را عوض كردم و عمر گذاشتم .
همسايهها به من گفتند : ديگر ، چيزهايى را كه از تو مىگويند تصديق نمىكنيم . پس فهميدم كه امام - عليه السّلام - مصلحت مرا بهتر از خودم مىدانسته است « 2 » .
نامگذارى نوزادان دو قلو
( 2 ) 17 - بكر بن صالح مىگويد : به امام رضا - عليه السّلام - عرض كردم : همسرم خواهر محمّد بن سنان است و حامله مىباشد . دعا كنيد خداوند پسرى به ما مرحمت كند .
حضرت فرمود : آنها دو قلو هستند . هنگامى كه از محضر امام خارج شدم ، با خودم گفتم پس نام يكى را « محمّد » و ديگرى را « على » مىگذارم . پس حضرت
هامش
( 1 ) عيون اخبار الرضا : 2 / 219 ، حديث 31 .
( 2 ) بحار : 49 / 52 ، حديث 55 .