جنيان در حضور امام ( ع )
( 1 ) 15 - سعد اسكافى مىگويد : رفتم درب منزل امام باقر - عليه السّلام - و اذن دخول خواستم ، اما گفتند : اندكى صبر كن ، برخى از برادران مؤمن شما نزد امام هستند .
مدتى نگذشت كه ديدم دوازده مرد سياه چهره ، بيرون آمدند در حالى كه قبا و لباسهاى پشمينهاى روى هم پوشيده بودند و چكمههايى به پا داشتند ، به من سلام كردند و رفتند . وارد شدم و به امام عرض كردم : اينها چه كسانى بودند ؟ من آنها را نشناختم .
حضرت فرمود : برادران مؤمن شما از أجنّه بودند .
گفتم : آيا آنها در مقابل شما ظاهر مىشوند ؟
فرمود : آنها مثل شما هر روز حلال و حرامشان را از ما مىپرسند « 1 » .
اطاعت اجنّه از امام باقر ( ع )
( 2 ) 16 - ابو حمزه از امام باقر - عليه السّلام - نقل مىكند كه به حج عمره رفتم و در حجر اسماعيل نشسته بودم كه از طرف صفا ، جنّى آمد و نزديك شد . چشمم را به او دوختم او مدتى طولانى توقف نمود سپس هفت بار خانهء خدا را طواف كرد و بعد هنگام ظهر بود كه پشت مقام ، دو ركعت نماز خواند . عطا با عدهاى كه با او بودند نيز او را ديدند . نزد من آمدند و گفتند : اى ابا جعفر ! آيا اين جنّ را ديدى ؟
گفتم : او را و كارهايش را نيز ديدم . بعد گفتم برويد به او بگوييد : محمّد بن على به تو مىگويد : خدمهء بيت ، اينجا نيستند و بيت از آنها خالى است . تو اعمال را بجا آوردى و بهتر است كارهايت را تمام نموده قبل از آنكه آنها برسند ، به روى .
بعد حضرت فرمود : آن جنّ تلّى از خاك درست كرد و بر روى آن رفت و از نظر
هامش
( 1 ) بحار : 46 / 269 و 270 ، حديث 71 و 72 .