« ظالم لنفسه » همان كسى است كه امام زمانش را نشناسد . و « مقتصد » كسى است كه امام خود را بشناسد . و « سابق بالخيرات » امام است .
سپس فرمود : اى حسن ! ما اهل بيت هستيم و هيچ يك از ما از دنيا نمىرود مگر اينكه فضل و خوبى هر صاحب فضلى را اقرار كند .
فضائل امام باقر ( ع )
( 1 ) 14 - سدير صيرفى گويد : از امام باقر - عليه السّلام - شنيدم كه مىفرمود : مردى از اهل مدينه را مىشناسم كه به باقيمانده آن كسانى كه خداوند فرمود : «
مِنْ قَوْمِ مُوسى أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ
» « 1 » مىپيوندد و قبل از تاريكى شب به سوى مشرق مىرود و نزاع آنجا را اصلاح مىكند و بر مىگردد و در جايش نمىخوابد و از آب فرات مىآشامد .
سپس اى ابو الفضل ! از جلو خانه تو گذشت و درب شما را زد . به مردى عبور كرد كه لباس خشن در برداشت و ده نفر به او موكل بود . كت بسته بود و او را رو به خورشيد نگه مىداشتند و با گردش خورشيد او را مىگرداندند . و اطرافش ، آتشهايى روشن بود و هر وقت يكى از آن موكّلان مىمرد ، خداوند يكى ديگر را از آن آبادى به جاى او مىگذاشت ، مردم مىميرند ولى آن ده نفر كم نمىشوند .
آن شخص از مقابل مرد دست بسته گذشت و پرسيد : جريانت چيست ؟ آن مرد دست بسته گفت : اگر مىدانستم به تو نمىگفتم . حضرت فرمود : او ( قابيل ) فرزند آدم بود كه هابيل را به قتل رساند .
محمّد بن مسلم مىگويد : آن كسى كه به سوى مشرق رفت محمّد بن على - عليه السّلام - بود « 2 » .
هامش
( 1 ) يعنى : « از قوم موسى عدّهاى هستند كه مردم را به حق ، هدايت مىكنند ، و با عدالت رفتار مىنمايند » .
( 2 ) بحار الانوار ، ج 46 ، ص 341 و 342 ، حديث 28 و 29 .