تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
امام صادق - عليه السّلام - مىفرمايد : پدرم در مسجد مىنشست و از صفات خدا مىگفت مردم مىگفتند : تا به حال كسى را با جرات‌تر از او نديده‌ايم . وقتى پدرم چنين مشاهده نمود ، سخنانش را به رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - استناد داد . ولى باز مردم مىگفتند او كه رسول خدا را نديده است چگونه از او حديث نقل مىكند ؟ ! از آن به بعد ، حضرت ، احاديث را به جابر استناد داد و مردم نيز پذيرفتند در حالى كه جابر خدمت امام مىرسيد و از او كسب فيض مىنمود « 1 » .

امام صادق ( ع ) و مدح زيد بن على

( 1 ) 13 - حسن بن راشد روايت مىكند كه : نام « زيد بن على » را نزد امام صادق - عليه السّلام - بردم و از او بدگويى كردم . حضرت فرمود : اين گونه سخن مگو ، خداوند عمويم زيد را رحمت كند ، نزد پدرم آمد و گفت : مىخواهم بر عليه طاغوت زمان ، قيام كنم . پدرم فرمود : اين كار را نكن زيرا مىترسم كه تو را بكشند و در كوفه به دار آويزند . آيا نمىدانى كه اگر يكى از فرزندان فاطمه - سلام اللَّه عليها - قبل از خروج سفيانى ، قيام كند ، كشته مىشود ؟ سپس امام صادق - عليه السّلام - به من گفت : اى حسن ! مادرم فاطمه ، دامانش پاك است و خدا آتش را بر ذريّهء او حرام كرده و در شأن ذريّهء فاطمه ، اين آيهء شريفه نازل شده است :
ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ
« 2 » .
هامش
( 1 ) بحار : 46 / 225 ، حديث 5 . و كافى 1 / 469 ، حديث 2 . ( 2 ) يعنى : « پس ما آنان را كه از بندگان خود برگزيديم ( يعنى محمّد و آل او ) و وارث علم قرآن گردانيديم ؛ بعضى از آنها به خود ظلم كرده و بعضى راه عدل را پيموده و برخى به اعمال خير سبقت گيرند » ، ( سورهء فاطر ، آيهء 32 ) .
الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 221 | قطب الدين الراوندي / غلام حسن محرمى