ندارد . برخى از اصحاب گفتند : بعدها او را ديديم و به او گفتيم از احاديثى كه آن روز از ابو جعفر شنيدى دوست داريم كه آنها را بشناسيم . آنها را براى ما بگو .
او گفت : قسم به خدا ! چيزى از گفتار او را نفهميدم نه اندك آن را و نه زيادش را « 1 » .
عدم اعتماد به شارب الخمر
( 1 ) 11 - امام صادق - عليه السّلام - فرمود : در زمان پدرم دو دينار داشتم . شخصى كه به صنعا مىرفت و از آنجا رداء مىآورد ، خواستم كه دو دينار را به او بدهم تا براى من نيز ردايى بياور و اما پدرم گفت : دو دينار را به او نده .
حضرت مىگويد : ولى من دور از چشم پدرم پول را به او دادم و او روانه شد .
وقتى كه برگشت يك نفر را براى گرفتن رداء نزد او فرستادم . در جواب گفته بود كه او چيزى به من نسپرده است . خيال كردم بخاطر اينكه از پدرم مخفى كند اين را گفته است . لذا خودم رفتم و دادن دو دينار را به او يادآورى كردم .
گفت : تو چيزى به من ندادى . و انكار كرد ! من نيز نزد پدرم آمدم وقتى كه مرا ديد سرش را بلند كرد و تبسمى نمود و فرمود : مگر نگفتم درهمها را به او نده ؟ هر كس به شارب خمر اعتماد كند ، از طرف خدا هيچ ضمانتى براى او نيست ؛ چون خداوند متعال مىفرمايد :
لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِياماً
« 2 » .
آيا كسى كمخردتر از شارب خمر وجود دارد ؟ چون شهادتش قبول نيست و شفاعتش پذيرفته نمىشود . و اگر خواستگارى كند به او زن نمىدهند « 3 » .
هامش
( 1 ) بحار : 46 / 252 ، حديث 47 .
( 2 ) يعنى : « اموالتان را به كمخردان ندهيد كه خدا آن را پايدارى شما گردانيده است » ( سورهء نساء : آيهء 5 ) .
( 3 ) وسائل : 13 / 231 ، حديث 4 و 5 .