تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
وقتى كه على - عليه السّلام - به طرف او رفت ، مرحب نيز با سرعت به طرف آن حضرت آمد و هيچ اعتنايى نكرد و گفت : « من كسى هستم كه مادرم مرا مرحب ناميده است » . على - عليه السّلام - نيز فرمود : « و من كسى هستم كه مادرم مرا حيدر ناميده است » . وقتى كه مرحب ، اين سخن را شنيد به خاطر آورد آنچه را كه از دايه‌اش شنيده بود . لذا فرار كرد . ( دايه‌اش گفته بود : با كسى كه اسمش حيدر است جنگ نكن و الا كشته خواهى شد ) . ابليس به صورت انسانى جلو او را گرفت و گفت : كجا فرار مىكنى ؟ گفت : به من گفته شده كه از حيدر بترسم . ابليس گفت : حيدر كه تنها اين شخص نيست و حيدر نام در دنيا زياد است ، بر گرد شايد او را بكشى و اگر او را بكشى سرور قومت مىشوى و من نيز پشتيبان تو هستم برگشت و در اندك زمانى ، على - عليه السّلام - او را كشت « 1 » .

سبز شدن درخت خشكيده

( 1 ) 43 - حارث اعور مىگويد : با على - عليه السّلام - از شهر خارج شديم و به سرازيرى رودى رسيديم . و در آنجا درخت خشكيده‌اى را ديديم كه پوست آن كنده و شاخه‌هايش خشك شده بود . حضرت با دست مباركش به آن زد و فرمود : به اذن خدا سبز و ميوه‌دار شو . ناگهان شاخه‌هاى درخت سبز و ميوه‌هايش انبوه شد ، و از آن ميوه‌ها چيديم ، خورديم ، برداشتيم و آورديم . فرداى آن روز نيز رفتم ديدم همانطور سبز و داراى ميوه مىباشد « 2 » .

معجزهء على ( ع )

( 2 ) 44 - امام حسين - عليه السّلام - مىفرمايد : روزى پيش على - عليه السّلام - نشسته
هامش
( 1 ) بحار : 21 / 9 ، حديث 3 . ( 2 ) بحار : 41 / 248 ، حديث 1 .
الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 176 | قطب الدين الراوندي / غلام حسن محرمى