تخطي إلى المحتوى الرئيسي

من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
اين دو اقرار بمنزلهء دو شاهد ، چون زن طفل را از شير باز گرفت نزد آن حضرت آمد و گفت : يا امير المؤمنين من زنا كرده‌ام و مرا پاك ساز ، حضرت پرسيد شوهر داشتى و اين كار را كردى ؟ گفت آرى ، فرمود : شوهرت حاضر بود يا مسافر ؟ گفت : حاضر بود ، فرمود : برو و كودك را مواظبت و پرستارى كن تا بعقل رسد و بتواند خود بخورد و بياشامد ، و از بام و بلندى نلغزد و در چاه و امثال آن نيفتد ، پس آن زن بازگشت در حالى كه ميگريست ، و چون مقدارى كه ديگر كلام امام را نمىشنيد دور شد حضرت گفت : خدايا اين سه اقرار ، بمنزلهء سه شاهد ، عمرو بن حريث در اين حال زن را ديد كه ميگريد ، سبب گريه را پرسيد ؟ زن گفت : نزد امير المؤمنين عليه السّلام رفتم كه مرا از گناه زنا پاك كند ، به من فرمود : برو و كودكت را پرستارى كن تا بتواند خود بخورد و بياشامد و از بام سقوط نكند و در چاه نيفتد ، و من ميترسم كه مرگم فرا رسد و ناپاك از دنيا بروم ، عمرو بن حريث : گفت : باز گرد من كفالت اين طفل را خواهم كرد . زن نزد على عليه السّلام بازگشت و قول عمرو را باز گفت ، امام از وى پرسيد براى چه عمرو فرزندت را كفالت كند ؟ زن گفت : من زنا كرده‌ام مرا پاك كن ،