تازيانه است ديگر شكستن سر با سنگ كه كنايه از رجم است براى چه ؟ و اگر به بيّنه بوده رجم است ، صد تازيان براى چه ؟ اين از نظر متن ، امّا از نظر سند ، پس چنان كه از مشيخه استفاده مىشود صدوق - رحمه الله - از حمزة بن محمّد علوى و او از عبد العزيز بن محمّد بن عيسى أبهرى و او از محمّد بن زكريّاى جوهرى غلابى و او از شعيب بن واقد و وى از حسين بن زيد نقل كرده ، و حمزة بن محمّد علوى مهمل است و در سلسلهء روات در كتب رجال نامش مذكور نيست ، و عبد العزيز بن محمّد أبهرى نيز مهمل است و مذكور نيست ، و شعيب بن واقد همچنين مهمل است » .
4995 - و امير المؤمنين عليه السّلام براى رجم شراحهء همدانيّه حاضر شد ، مردم بسيارى گرد آمده بودند و ازدحام بقسمى بود كه نزديك بود پاره اى پارهء ديگر را از فشار هلاك كنند ، حضرت چون چنين ديد فرمان داد او را به خانه باز گردانيدند ، تا وقتى كه جمعيت متفرّق گشتند و ازدحام فرو نشست ، او را بصحن خانه بيرون آوردند ، و در خانه را ببستند و او را سنگسار كردند تا جان سپرد ، بعد فرمود : در را باز كردند ، و مردم وارد شدند و هر كس ميرسيد زبان بلعن مرجوم مىگشود ، چون آن حضرت چنين ديد منادى را فرمان داد ندا كند : اى گروه مردم زبان سوء را از اين شخص برگيريد ، چرا كه هر كس بر او حدّ الهى جارى شود ، همان حدّ كفّارهء گناه اوست در دنيا همچنان كه بدهى در برابر بدهى است .
شرح : « اين خبر در تهذيب از كتاب حسين بن سعيد اهوازى از فضالة بن - أيّوب ، از أبان بن عثمان از حسين بن كثير كلابى - مجهول الحال - از پدرش كثير - مجهول الشخص - نقل شده است . و در كتاب قاموس اللَّغة در مادّهء » شرح « گويد :
« شراحة - كسراقه - : امرأة همدانيّة أقرّت بالزّنا عند عليّ كرّم الله وجهه » ، و از
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 341
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٣٤١