تخطي إلى المحتوى الرئيسي

من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
آيه تمسّك نمود و گفت : ظاهر آيه خطاب با مسلمانان زن دار است ، گوئيم در آيهء حدّ سرقت و زنا و قذف نيز خطاب با جميع مسلمانان است چنان كه فرموده : « السّارق و السّارقة فاقطعوا أيديهما » و نيز « الزّانيّة و الزّاني فاجلدوا كلّ واحد منهما مائة جلدة » و هكذا « و الَّذين يرمون المحصنات ثمّ لم يأتوا - الى - فاجلدوهم ثمانين جلدة » آيا در اين گونه موارد خود انسان بدون إذن حاكم ميتواند حدّ جارى كند ؟ يا هر كجا كه منافق و يا مشركى يافت گردنش را بزند و بگويد قرآن مىفرمايد * ( اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ ) * و پر واضح است كه خطاب با اولياء امر است ، و مرد بايد در صورت نشوز زن بمحكمه شكايت برد و مسئولين امر بدادخواهى او رسيدگى كنند و زن را بخواهند و طبق آيهء شريفه عمل كنند ، و حديث زدن با چوب مسواك را در كتب معتبرهء حديث مانند كتب اربعه نيافتم تنها كتاب وسائل الشيعه از تفسير مجمع البيان نقل كرده بدون ذكر سند و معلوم نيست با چوب مسواك يا ريحان زدن و أمثالهما اگر در پنهانى و نيم شب انجام شود اثرى در جسم يا روح ناشزه بگذارد ، به نظر ميرسد چون مورد خطاب آيه بر ايشان روشن نبوده ناچار شده‌اند كه چنين خبرى را از قول معصوم نقل كنند ، اگر نگوئيم بيشتر و كليهء آياتى كه خطابش بصيغهء جمع است اگر دقّت شود خطاب بمسئولين دولت اسلامى است نه به فرد فرد مسلمانان ، و أساسا زدن شوهر زوجه اش را ، كه از او نشوز ديده و از اطاعت او سرپيچى نموده است زن ناشزه را اصلاح نمىكند ، ولى كار را بمحكمه كشاندن و زن را در محكمه مورد عتاب قرار دادن چون با حيثيّت وى سر و كار دارد او را ميترساند و از نافرمانى باز ميدارد نه با چوب مسواك در پنهانى او را زدن و يا با چوب ريحان نوازش كردن » .

باب شقاق

شقاق از سوى زن و مرد هر دو صورت مىگيرد و آن چنانست كه خداوند عزّ و جل ميفرمايد : * ( وَإِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِه وَحَكَماً ) *