تخطي إلى المحتوى الرئيسي

من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
كنند ، هشام گفت : چنين نيست بلكه اراده و قصد اصلاح را در ميان آن دو گروه نداشتند ، مخالف گفت : اين سخن را از چه روى مىگوئى ؟ هشام پاسخ داد از كلام خداوند عزّ و جلّ در بارهء حكمين آنجا را كه مىفرمايد * ( إِنْ يُرِيدا إِصْلاحاً يُوَفِّقِ الله بَيْنَهُما ) * اگر راستى قصد اصلاح داشتند خداوند ميان آنها آشتى مىانداخت ، اكنون كه اختلاف كردند و بر يك امر تصميم نگرفتند و خداوند ميان آن دو همرأيى ايجاد نكرد دانستيم كه آنها قصد اصلاح نداشتند . و اين مطلب را ابن أبى عمير از هشام نقل كرده است . 4818 - عليّ بن أبى حمزه گويد : از امام هفتم سؤال كردند : زنى داراى شوهر است و مرد پس از ازدواج عقلش صدمه ديده و يا ديوانه گشته است ( زن چه كند ) ؟ فرمود زن ميتواند اگر بخواهد خود را از وى جدا سازد و رها شود . شرح : « مراد آنست كه زن حقّ دارد عقد را فسخ كند ، نه آنكه خود را طلاق دهد چون جنون يكى از موارد جواز فسخ عقد ازدواج است » . 4819 - و در خبرى ديگر آمده كه جنون اگر بحدّى رسيد كه اوقات نماز را نمىشناخت بفسخ ميانشان جدائى حاصل مىشود ، ولى اگر اوقات نماز را مىشناسد زن بايد صبر كند و گرفتار شده است .