تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
ز جوى گريه خورد آب نخلهاى دعا * ز اشك شمع بود ، شعله گرم باليدن
به ناله نامه كند پاك از گنه سالك * كه آب ، زنگ ز دل مىبرد به ناليدن
ز ملك و مال چه ماند به كس ، بجز غم و رنج ؟ * ز دجله در كف دولاب چيست ؟ ناليدن
مگر ز بندگى بندهء گزيدهء حق * كه هست خاك درش نور ديدهء ديدن
امام هر دو جهان : « حضرت على نقى » * كه ذكر نام خوشش چيست ؟ شهد خاييدن
يگانه گوهر درياى علم و جود و شرف * كه هست پلّهء قدرش فزون ز سنجيدن
دو لب ز ارض و سما داده‌اند گيتى را * براى درگه آن قبله‌گاه بوسيدن
چو دُر فشان شود آن بحر بىكنار ، زند * محيط مُهر خموشى به لب ز ناليدن
شها ! تو مهر سپهر جلال و ، من خاكم * ز مهر دور نباشد به خاك تابيدن
غنى ز جنّت و ايمن ز دوزخم سازد * مرا به مهر تو در حشر زنده گرديدن
اگرچه نيست ثناى تو حدّ من ، ليكن * من و در آرزوى آن به خويش پيچيدن