چو من به پايهء حسّان نمىرسم به سخن * سخن چگونه رسانم به اعتبار حسن « * »
هامش
( 1 ) - ترياك ، ترياق : پادزهر ، ضد زهر .
( 2 ) - طبرزد : نبات و گل قند .
( 3 ) - مفرّح لب ياقوت : مفرّح : شادكننده - فرحآور . مفرّح ياقوت : نوعى شراب كه در آن به مقدار كم گرد ساييده شده ياقوت و سنگهاى قيمتى ديگرى مىريختند و عقيده داشتند كه موجب شادى بيشتر مىشود ؛ حافظ گويد :علاج ضعف دل ما به لب حوالت كن * كه اين مفرّح ياقوت در خزانهء اوستدر اين جا نيز شاعر به ياقوت لب نظر دارد .
( 4 ) - قماط : قنداق بچهء شيرخواره .
( 5 ) - هزاهز : لرزه و وحشتى كه از ترس پيش مىآيد .
( 6 ) - دو قرص نان : كنايه از ماه و خورشيد است در آسمان .
( 7 ) - يسار : فراخى ، آسانى و توانگرى - با يسار كه به معنى دست چپ است جناس تام است و يمين در برابر يسار به معنى دست راست مىباشد .
( 8 ) - حبل المتين : رسن استوار ، رشتهء محكم ، منظور شريعت اسلام و به قولى قرآن كريم است .
( 9 ) - رحيق : مى ، خوشترين و بهترين مى ، مى خالص بىآميغ ( فرهنگ نفيسى ) .
( 10 ) - حسّان بن ثابت : شاعر تواناى رسول اكرم ( ص ) كه ديوان و مدايحش معروف است .
* ديوان محمد بن حسام خوسفى ، به اهتمام احمد احمدى بيرجندى ، محمد تقى سالك ، 1366 ه . ش از انتشارات ادارهء كل اوقاف خراسان ، مشهد ، ص 222 .