تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
نوش لبش ، مهر رُخش ، عِقد دُرش پيدا كند * شهد از قصب ، مه بر فلك ، گل در چمن ، دُر در يمن
از قوّت رفتار او ، از لذّت گفتار او * بالد به خود سر و سهى ، آرام گيرد جان به تن
عاشق به وصف روى او ، هر دم دُر فشانى كند * آرى ز شوق گل شود ، بلبل غزلخوان در چمن
از عارض چون مشترى ، دل را ربوده آن پرى * چشمش پس از غارتگرى ، افكنده در چاه ذقن
اى نطق شو گوهر فشان ، اى خامه شو عنبرنشان * كن روى اميد از كسان ، در نعمت شاه دين حسن
شاهى كه جبريل امين ، بر درگهش سايد جبين * ذاتش بود قطب زمين ، نامش بود فخر زمن
شاه سرير اصطفا « 2 » ، مِهر سپهر ارتضا « 3 » * طوباى باغ لا فتى ، برهان شك و ريب و ظن
از عرش آمد بر زمين ، شام و سحر روح الامين * تا مهد جنباند ببين ، قدر و كمالش در زمن
از ضربت تيغ و سنان ، در دفع خصم بد گمان * از قالب شير ژيان ، بر كنده سر ، افگنده تن
سبط رسول مجتبى ، نور دو چشم مرتضى * گل دستهء خير النسا ، فخر زمين ، شاه زمن
شاهى كه از نصّ جلى ، قدرش نمىماند خفى * در جنّتش جارى بود ، نهر مصفّا از لبن
هامش
( 2 ) - اصطفاء : برگزيدن . ( 3 ) - ارتضاء : پسنديدن و خشنود شدن .
مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 27 | احمد احمدى بيرجندى