تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
كه ريخت سونش الماس ريزه در قدحش * كه زهر گشت از آن ، آب خوشگوار حسن
در اندرون ، صد و هفتاد پاره شد جگرش * همه ز راه گلو ريخت بر كنار حسن
به رنگ گونهء الماس شد زمرّد فام * مفرِّح لب ياقوتِ « 3 » آبدار حسن
جگر بسوخت شفق را چو لاله ز آتش دل * ز حسرت جگر خستهء فگار حسن
به روز تيرهء خود شام از آن سيه پوش است * كز اهل شام بد آمد به روزگار حسن
ستاره خون بچكاند ز چشم اگر بيند * جراحت جگر و چشم اشكبار حسن
به باغ عترت پيغمبر از خزان ستم * بريخت لاله و نسرين ز نو بهار حسن
بنفشه بين سر حسرت نهاده بر زانو * ز سوك غاليه بوى بنفشه‌وار حسن
هنوز نرگس خوشخواب سر گران دارد * ز داغ نرگس بيمار پر خمار حسن
عجب مدار كه گل در قِماط « 4 » سبزه نشست * كه با طراوت حسن است ، شرمسار حسن
هنوز زهره سر انداز نيلگون دارد * ز سوز مادر زهراى سوگوار حسن
مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 23 | احمد احمدى بيرجندى