هر كه سحرخيز گشت و فكركننده * راحت مخلوق جست و رحمت خالق
و آن كه فروخفت تا برآمد خورشيد * بر تن و بر جان خويش نبود مشفق
چون گل خندان ، پگاه ، روى فروشوى * جانب حق روى كن به نيّت صادق
غنچه صفت پردهء خمود فرو در * يكسره آزاد شو ز قيد علايق
خيز كه گل روى خود به ژاله فروشست * تا كه نماز آورد به ربّ مشارق
خيز كه مرغ سحر سرود سرآيد * همچو من اندر مديح جعفر صادق
حجّت يزدان كه دست علم قديمش * دين هدى را نطاق « 10 » بست ز منطق
راهبر مؤمنان به درك مسائل * پيشرو عارفان به كشف حقايق
جام علومش جهان نماى ضماير * ناخن فكرش گرهگشاى دقايق
از پى او رو كه اوست هادى امّت * گفتهء او خوان كه اوست ناصح مشفق
سرّ قران را ز محكم و متشابه * جوى ز لطفش كه اوست مصحف ناطق
هامش
( 10 ) - نطاق : كمربند .