فيّاض لاهيجى ( وفات 1072 ه )
53 در منقبت امام صادق ( ع )
كمال عقل همين است در جهان غرور * كه آدمى چو پرى از نظر شود مستور
مجوى نام كه هست آسمان سياه زبان « 1 » * بپوش چهره كه شور است چشم كوكب « 2 » ، شور
چه چشم مردميت از سپهر هست كه هست * عيون انجمش انباشته ز گرد فتور « 3 »
چه خفتهاند درين كاروانسرا ، مردم * كه اين محلّ عبور است نه مكان حضور
چه اعتماد به قصرى كه كرده است پديد * درو شكست حوادث ، هزار گونه قصور
كنون كه كرده و ناكرده جز ندامت نيست * كجا رويم زمين سخت و آسمان بس دور
هامش
( 1 ) - سياه زبان : ظاهرا به معنى پست و بدخواه است .
( 2 ) - چشم شور : آن كه چشم زخم زند ؛ آن كه با نگاه آلودهء حسرتبار خود مايهء نابودى چيزها يا كسان شود .
( 3 ) - فتور : سستى ، آرامى ، كندى .