فياض لاهيجى ( وفات 1072 ه )
42 در منقبت امام محمد باقر ( ع )
طلسم رنگ چمن را بهار بسته چنان * كه رنگِ بيم ندارد برو شكستِ خزان
كنون كه يوسف گل شد عزيز مصر چمن * زمانه همچو زليخا دوباره گشت جوان
به گلشن از يد بيضاى برگ غنچهء گل * هزار معجزه دارد در آستين پنهان
ز فيض آب و هواى چمن عجب نبود * بسان غنچه اگر دلنشين شود پيكان
به مردگان بنات نبات « 1 » در ته خاك * دمد به معجزهء دم ، مسيح ناميه « 2 » جان
درين بهار اگر بودى آتش نمرود * درونه معجزه بودى دميدن ريحان
هامش
( 1 ) - بنات نبات : بنات جمع بنت : دختران - نبات : گياه - منظور شكوفهها و گلهاست .
( 2 ) - مسيح ناميه : ( اضافهء تشبيهى - مشبّهبه به مشبّه اضافه شده است ) قدرت ناميه است كه مانند حضرت مسيح ( ع ) نباتات خشكيده را از خاك مرده ديگر بار زنده مىكند .