شهى كه بر در قصر جلال او نرسد * اگر كه مرغ خرد سالها شود طاير « 3 »
اگر به رسم حكايت خطاب كرد به نخل * شدى به محض اشاره به سوى او ساير « 4 »
شدى بر آينهء راى انورش روشن * اگر گذشت كسى را خيال بر خاطر
ز كفّ او شدى ابراى اكمه و ابرص « 5 » * چو بود معجز عيسى ز كف او باهر
موافق تو بود بر سرير عزّت و جاه * مخالفت همه جا هست خايب و خاسر
به نزد دانش تو غيب جلوهگر باشد * يكى است نزد خطاب تو غايب و حاضر
خدا چو رشتهء احكام در كف تو نهاد * به حكم توست زمين ساكن و فلك داير
به نور پرتو اسلام گشت نورانى * چو ديد خارِق عادت يهودى كافر « 6 »
علوم جملهء پيغمبران رسيده تو را * ز ارث جدّ تو ز اول گرفته تا آخر
متاع عمر به بازار امتحان بفروخت * چو ديد مخزن فضل تو كوفى تاجر
نه آسياى فلك ايستد ز گردش باز * نفاد حكم تو گر گويدش كه شو بايِر
هامش
( 3 ) - طاير : پرواز كننده - پر زننده .
( 4 ) - مربوط است به سخن گفتن حضرت امام باقر ( ع ) با نخل خرما كه آن جناب روزى در مسيلى خيمه زده بود و سخنانى در مقام شكر حق تعالى بر زبان راند كه امام صادق ( ع ) مىگويد من نظير آنها را نشنيده بودم . پس از آن فرمود : اى نخل از آن چه خداوند در تو نهاده است به ما اطعام كن . پس خرماهاى سرخ و زرد از آن نخل شروع به ريختن كرد . حضرت با همراهان از آنها تناول فرمودند . اين خبر را عبد الرحمن بن كثير از امام صادق ( ع ) روايت كرده است ( رك : اثبات الهداة ، شيخ حرّ عاملى ، ج 5 ، ص 288 ) .
( 5 ) - شفا دادن كور و پيس نيز از معجزات حضرت امام باقر ( ع ) است كه در مورد ابو بصير از اصحاب خاصّ آن حضرت كه نابينا بود انجام يافت . روزى ابو بصير از حضرت باقر ( ع ) سؤال مىكند شما كه وارث علوم انبيا مىباشيد مىتوانيد كور و ابرص را شفا دهيد ؟ حضرت باقر ( ع ) مىفرمايند :
بلى به اذن خداوند متعال . ( براى تفصيل بيشتر رك : اثبات الهداة ، ج 5 ، صفحه 270 ) .
و نيز در مورد بينا كردن ابو بصير و باز گردانيدن او به حالت نخست ( رك : منتهى آلامال ، باب هفتم ، صفحهء 22 و 23 . )
( 6 ) - اشاره است به رفتن حضرت باقر ( ع ) به مدين ( مركز پيامبرى حضرت شعيب ( ع ) و برخورد آن حضرت با افراد يهودى كه به بركت كرامات و بيانات آن حضرت اسلام آوردند . ( رك :
منتهى آلامال ، باب هفتم ، صفحه 39 و مناقب ابن شهر آشوب . )