تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
اگر به بحر كمالش فتد شناور و هم * چو موج پُر بدود ليك كم رسد به كران
زهى به حسن شيم « 3 » از جهانيان ممتاز * چو شاخ گل كه بود سرفراز در بستان
ميان راى تو و نور آفتاب بود * تفاوتى كه بود در ميان علم و عيان
سفيد روىتر آيد به محشر از طاعت * به آب خاك درت غوطه گر خورد عصيان
تو لايقى به خلافت ز روى عقل و قياس * تويى سزاى امامت به حجّت و برهان
تويى كه جابر انصارى از زبان رسول * سلام داده تو را بعد سالها ز زمان « 4 »
نه قالب تو كم از روح عيسى مريم * نه ز آستين تو بِه دستِ موسى عمران
چو دست معجزه از آستين برون آرى * يكى است كار عصاى كليم و چوب شبان
تو را چنان كه تويى كور دل اگر نشناخت * ز نقص فطرت شومش بود چه باكت از آن
چو از مشاهدهء نور عاجز آيد كور * به آفتاب درخشان نمىرسد نقصان
خدا يگانا ! آنى كه وصف رتبهء او * نمىتواند كردن خرد به فكر و بيان
هامش
( 3 ) - شيم : ( جمع شيمه ) : خلقها ، طبيعتها - عادتها . ( 4 ) - اشاره است به جابر بن عبداللّه انصارى كه از رسول اكرم ( ص ) مأموريّت يافت سلام
مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 163 | احمد احمدى بيرجندى