متاع علم مرا نيست مايه جز سودا * تجارت عملم را نتيجه جز خسران
و ليك مهر تو دارم بس است اين عملم * به توست معرفت من مرا بس اين عرفان
به فضل توست اميدم ، چه كار ازين بهتر * مرا كه سود تو باشى دگر چه غم ز زيان
معاند « 5 » تو چو حيوان زبانش الكن باد * متابع « 6 » تو به وصفت هميشه گرم زبان
تميز دوست ز دشمن به آب و تاب تو باد * چنان كه در صف خرمهره لؤلؤ و مرجان
در آن زمان كه پدر را پسر فراموش است * به ياد خود كه ز فيّاض خود مكن نسيان « 7 » « * »
هامش
( 5 ) - معاند : كسى كه عناد و دشمنى دارد .
( 6 ) - متابع : كسى كه از شخصى تبعيّت و پيروى مىكند - پيرو و تابع .
( 7 ) - منظور شاعر روز قيامت است كه شخص از برادرش مىگريزد و پدر از پسرش غافل مىباشد .
( 8 ) ديوان فيّاض لاهيجى ( ملا عبد الرّزاق ) به كوشش دكتر امير بانوى كريمى ، انتشارات دانشگاه تهران ، 1372 ه . ش ، ص 60 ( با حذف برخى ابيات و رعايت اختصار . ) پيامبر مكرم ( ص ) را به امام باقر ( ع ) كه هنوز كودك بود ؛ ابلاغ كند . جابر در آن زمان پير و كور شده بود .