كراست پايهء زهدش كه بر عبادت او * فرشته رشك نمايد ، چه جاى انسان است
ايا كسى كه به رفعت بر اوج علييّن « 5 » * فرود پايهء قدرت فراز كيوان است
تو آن بلند جنابى كه قصر هفت رواق * سراى جاه تو را شرفهاى « 6 » ز ايوان است
قباى اطلس جاه تو را ز غايت قدر * ستاره ، تكمه ، مه نو ، طراز « 7 » دامان است
در آن مقام كه ايفاى وعده خواهد بود * مقرّبان تو را وعده روح و ريحان است
تو را به مصر ملاحت بسى خريدارند * غلام يوسف حُسن تو ماه كنعان « 8 » است
به كُنه مدح و ثناى تو من چگونه رسم ؟ * بلى ، به قدر تو ايزد تو را ثنا خوان است
سخن به قدر ثناى تو چون توانم گفت ؟ * اگرچه طبع ثنا گسترم سخندان است
به مدحت تو فرزدق بگفت بيتى چند * اگرچه گفتهء او مدح آل مروان است « 9 »
پس از وفات بزرگى به خواب ديد او را * كه در رياض جنان تازه روى و خندان است
سؤال كرد كه اين منزلت چه لايق توست ؟ ! * كه منزلت به جهنم سعير سوزان است
هامش
( 5 ) - عليّين : بالاترين طبقات بهشت .
( 6 ) - شرفه : كنگره .
( 7 ) - طراز : نقش و نگار و زينت .
( 8 ) - ماه كنعان : حضرت يوسف ( ع ) .
( 9 ) - فرزدق ( ابو فراس ) : مدّاح مروانيان ( هشام بن عبد الملك و قبل از او ) بود . ديوانش بيشتر شامل مدايح آنان است .