محمد بن حسام خوسفى ( وفات 875 ه )
28 در مناقب مولى زين العابدين ( ع )
دل ار شكسته و آشفته و پريشان است * عجب مدار كه در بند زلف خوبان است
به خنده گفت هلال : ابروى تو را مانم * بر آن خيال كجش هر كه ديد خندان است
نسيم زلف تو بر گل بنفشهانگيز است * عبير خط تو بر لاله عنبرافشان است
ز قيد زلف تو گفتم مگر بپرهيزم * كجا روم كه دلم باز بستهء آن است
مرا به جانب گلزار و باغ رغبت نيست * كه روى خوب تو هم باغ و هم گلستان است
سواد چشم تو خوان دلم به يغما برد * چو ترك مست رسد خانه ، جاى تالان « 1 » است
هامش
( 1 ) - تالان : تاراج ، يغما و غارت ( نفيسى ) .