تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
بدايع ، غزليات قديم و خواتيم است . پس از سعدى ، عدّه‌اى بسيار از گويندگان و نويسندگان ، سبك او را در نثر و نظم پيروى كرده و شيوهء نويسندگى و غزلسرايى اين سخنور بزرگ را سرمشق خويش قرار داده‌اند . سعدى پس از فوت در سعديهء شيراز به خاك سپرده شد . « 1 » با اين كه در آثار سعدى به صورت مستقل ، اشعار زيادى در منقبت على بن ابى طالب ( ع ) وجود ندارد امّا به طور ضمنى موارد بسيارى از محتواى كلام على ( ع ) را در مجموعهء آثار سعدى مىبينيم كه حاكى از اخلاص و ارادت او به مولاى متّقيان ( على ) است ، از جمله درس بزرگى كه « سعدى در حكايتى از باب چهارم بوستان از رفتار انسانى و بزرگوارى و حق پذيرى آن حضرت به همگان داده است و خواسته است در برابر خود خواهىهاى بشر ، با نمايش گوشه‌اى از فضايل آن انسان يگانه ، ما را به راه راست رهنمون شود . » « 2 » و آن حكايت چنين است :
كسى مشكلى برد پيش على * مگر مشكلش را كند منجلى
امير عدو بند كشور گشاى * جوابش بگفت از سر علم وراى
شنيدم كه شخصى در آن انجمن * بگفتا : چنين نيست يا بو الحسن
نرنجيد از آن حيدر نامجوى * بگفت ار تو دانى ازين به بگوى
بگفت آنچه دانست و بايسته گفت * به گِل چشمهء خور نشايد نهفت
پسنديد از او شاه مردان جواب * كه من بر خطا بودم او بر صواب « 3 »
« حكايت بوستان بسيار كوتاه است امّا پرمغزست و نكته آموز و به خاطر سپردنى . همين كه سخن از على ( ع ) و رفتار او به ميان مىآيد كافى است هر مسلمان پاك اعتقاد و هر ستايشگر آزاد مردى و انسانيت را به خود جلب كند . زيرا كردار و گفتار و انديشه‌هاى على ( ع ) هميشه نور ايمان و حقيقت و دادگرى مىافشاند و شخص را از اين دنياى فرودين برمىگيرد و به عالمى مىبرد سرشار از روشنايى و پاكى و راستى و آزادگى و زيبايى . در اين حكايت بوستان نيز شخصيت على ( ع ) همهء فضاى داستان را تسخير كرده است ، پرتو وجود او و فكر او و بزرگ منشى و اخلاق او ، چنان مىدرخشد كه انسان را
هامش
( 1 ) . كارنامهء بزرگان ايران ، صص 258 - 260 . ( 2 ) . روان‌هاى روشن ، ص 21 . ( 3 ) . شرح بوستان ، صص 273 - 274 .
مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 47 | ابوالقاسم رادفر