رنجى تهرانى ، هادى ( 1286 - 1339 ه . ش . )
نامش هادى پيشرفت و تخلّصش « رنجى » است . در تهران متولّد شد . با تحصيلات قديمه آشنايى داشت و از راه صنعت امرار معاش مىكرد . او هنوز خواندن و نوشتن را درست فرا نگرفته بود كه شعر گفتن را آغاز كرد . وى در سرودن غزل و قصيده مهارت داشت . با اين كه سبك شعرش هندى و پيرو صائب بود ولى به حافظ ارادت ويژهاى داشت . « 1 »
عكس جمال على ( ع )
در ازل عكس جمالش جلوهگر شد تا به چشمم * تا ابد اين آرزو دارم گذارد پا به چشمم
گفت دل از ناوك دل دوز چشمانش حذر كن * گفتمش من مىدهم با صد تمنّا جا به چشمم
گل به چشمم مىنمايد خار بىروى نكويش * سرو كوتاه است پيش آن قد رعنا به چشمم
كردهام از هجر زارى بسكه چون ابر بهارى * كرد پيدا اتّصالى عاقبت دريا به چشمم
آن چنان روز سپيدم چون شب تاريك گشته * كز سياهى هست يكسان خانه و صحرا به چشمم
مىشود رنجورى چشمم به ديدارش مداوا * بهتر از دارو بود ديدار آن سيما به چشمم
از هلال ابروانش ياد آرم چون مه نو * آشكارا مىشود از گنبد خضرا به چشمم
نقشبند خاطرم گردد جمال بىمثالش * مىنمايد جلوه تا مهر جهان آرا به چشمم
تا شود روشن به نورت خانهء دل ، جلوهات را * مىدهم هر روز و هر شب وعدهء فردا به چشمم
بيشتر از پير كنعان كردهام زارى ز هجران ، * يوسف گم گشته آخر كى شود پيدا به چشمم
نازنينا دامن لطفت اگر افتد به دستم * آشكارا گر ترا شد صورت زيبا به چشمم
بوسهها از شوق دل خواهم زدن بر عضو عضوت * مىدهم سر تا به پايت را نشان يك جا به چشمم
هامش
( 1 ) . گلزار جاويدان ، ج 1 ، ص 561 ؛ مناقب علوى در شعر فارسى ، ص 100 .