صغير اصفهانى ( 1312 ه . ق . - )
نام شريفش حسين فرزند آقا اسد اللّه است كه ولادت او در شهر اصفهان اتّفاق افتاد . وى پس از كسب كمالات مرسوم زمان از نه سالگى به سرودن شعر پرداخت . و به همين مناسبت تخلّص « صغير » اختيار كرد و ديرى نگذشت كه به حلقهء اهل تحقيق درآمد .
حاصل آن كه « صغير » مردى است درويش و صفا كيش و در فنون ادب تبحّر كامل دارد و اشعارش در نهايت زيبايى و شيوايى است . « 1 »
صغير علاوه بر قصيده و غزل ، غديريهاى در منقبت و ستايش مولى الموحّدين على ( ع ) دارد كه حاكى از عشق و علاقهء شاعر به آن حضرت است . اشعارى كه از دل برخاسته و لا جرم بر دل مىنشيند .
غديريّه در مدح زوج بتول ، ابن عم رسول ، على ( ع )
امروز من اندر سر سوداى دگر دارم * دربارهء مى خوردن تجديد نظر دارم
خشت از سر خُم خواهم يك مرتبه بردارم * سرهشته در آن نوشم تا هوش به سر دارم
در ميكده مست افتم بى زحمت هُشيارى
اى مرغ طرب بالى بگشاى و معلّق زن * پايى ز سر مستى بر گنبد ازْرَق زن
حق حق زن و هو هو كن هو هو كن و حق حق زن * بر بىخبران تسخَر بر بىبصران دق زن
كان خلوتى غيبى شد شاهد بازارى
با اهل زمين بر گو كر عرش به شير آمد * خيزيد به استقبال آن عرش سرير آمد
بر خيل خراباتى ده مژده كه پير آمد * با جلوهء اللّهى در خُم غدير آمد
هامش
( 1 ) . گلزار جاويدان ، ص 805 .