تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
نبرد به وصف تو ره كسى مگر از مقال تو يا على
هله‌اى مجلى عارفان تو چه مطلعى تو چه منظرى * هله‌اى موله عاشقان تو چه شاهدى تو چه دلبرى
كه نديده‌ام به دو ديده‌ام چو تو گوهرى چو تو جوهرى * چه در انبيا چه در اوليا نه تراست عدلى و همسرى
به كدام كس مثلت زنم كه بود مثال تو يا على
تويى آن تجلّى ذو المنن كه فروغ عالم و آدمى * ز بروز جلوهء ما خلق به مقام و رتبه مقدّمى
هله‌اى مشيت ذات حق كه به ذات خويش مسلمى * به جلال خويش مجللى ز نوال خويش منعمى
همه گنج ذات مقدست شده ملك و مال تو يا على
تو چه بنده‌اى كه خدائيت ز خداست منصب و مرتبت * رسدت ز مايهء بندگى كه رسى به پايهء سلطنت
احدى نيافت ز اوليا چو تو اين شرافت و منزلت * همه خاندان تو در صفت چو تواند مشرق معرفت
شده ختم دورهء علم و دين به كمال آل تو يا على
تويى آن كه هستى ما خلق شده بر عطاى تو مستدل * ز محيط جود تو منتشر فطرات جان رشحات دل
به دل تو چون دل عالمى دل عالمى شده متصل * نه همين منم ز تو مشتعل نه همين منم به تو مشتغل
دل هر كه مىنگرم در او بود اشتغال تو يا على
به مى خم تو سرشته شد گل كاس جان سبو كشان * ز رحيق جام تو سر گران سرسر خوشان دل بيهوشان
به پيالهء دل عارفان شده ترك چشم تو مىفشان * نه منم ز بادهء عشق تو هله مست و بيدل و بى نشان
همه كس چشيده به قدر خود ز مى زلال تو يا على
منم آن مجرّد زنده دل كه دم از ولاى تو مىزنم * ره كوه و دشت رفته‌ام قدم از براى تو مىزنم
به همين نفس كه تو داديم نفس از ثناى تو مىزنم * شب و روز حلقهء التجا به در سراى تو مىزنم
نروم اگر بكشى مرا ز صف نعال تو يا على . . . « 3 »
هامش
( 3 ) . تذكرهء شاعران كرمان ، صص 399 - 401 .
مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 265 | ابوالقاسم رادفر