اديب پيشاورى ( 1260 - 1349 ه . ق . )
سيد احمد بن سيد شهاب الدّين پيشاورى در پيشاور ولادت يافت . تحصيلات مقدّماتى را در زادگاهش گذراند و سپس به كابل و غزنين رفت . آن گاه به مشهد آمد و به تكميل تحصيلات پرداخت .
اديب از سادات معروف به « اجاق » بود كه در پيشاور به سر مىبردند و نسبتشان به سلسلهء « سهرورديه » مىرسيد . پدرش در حوادث سياسى هندوستان از بين رفت . اديب پس از تحصيل علوم معقول و منقول از سرآمدان روزگار خود شد .
در 1300 ه به تهران مهاجرت كرد و تا پايان عمر در اين شهر اقامت گزيد . اديب در سخن شيوهء استادان پيشين را داشت امّا بر اثر كثرت اطّلاع از فرهنگ اسلامى و لغت پارسى و تازى ، شعرش متكلّف و دور از لطافت بود . ديوانش به طبع رسيده ولى مثنوى « قيصر نامهء » او هنوز چاپ نشده است . وى خط نيز نيكو مىنوشت . « 1 »
در تغزّل و مدح سيّد اوليا ( ع )
تا نمود آن حلقههاى زلف چون عنبر مرا * كرد اندر يال و گردن عنبرين چنبر مرا
يك تنه آمد به را هم پيش و گفتم لشكرى * پيش آمد با هزاران دشنه و خنجر مرا
خواستم پرهيز كردن از هوايش دوش من * كرد امشب باز يادش سينه پر آذر مرا
گردش اختر نژند و پير و زارم كرده بود * باز عشقش از جوانى داد زيب و فرّ مرا
دور از نوشين لبانش باد در كامم حميم * گر ز چشمهء زندگى سازند آبشخور مرا
در ربودم جان ز چنگ خوبرويان بارها * صعب كارى كاوفتاد از عاشقى ايدر مرا
هامش
( 1 ) . سرآمدان تاريخ و فرهنگ ايران ، ص 156 ؛ مناقب علوى . . . ص 81 .