ايرج ميرزا ( 1251 - 1302 ه . ش . )
جلال الممالك ايرج ميرزا پسر صدر الشعرا ، غلامحسين ميرزاست كه در تبريز ديده به جهان گشود . چون به سنّ رشد و تميز رسيد ، پدرش در تربيت وى كوشش بسيار كرد و معلّمى بر وى گماشت تا زبان پارسى را بياموزد . سپس به مدرسهء دار الفنون تبريز كه شعبهء دار الفنون تهران بود ، جهت آموختن زبان فرانسه رفت و در خارج نيز در تحصيل منطق و معانى و بيان و ساير علوم ادبى كوشيد .
امير نظام گروسى چون در ايرج ، آثار ذوق و استعداد ديد در حمايت از وى و تربيتش دريغ نكرد و در پرورش معنوى او سخت كوشيد .
هنگام ولايتعهدى مظفر الدين شاه ، ايرج به لقب صدر الشعرايى ملقّب شد . در اين زمان بود كه قصيده و مدايح فرمايشى مىسرود و آنها را وسيلهء معاش قرار مىداد ولى به زودى روح حسّاسش از اين كار رنجيده شد و از شاعرى دربار كناره گرفت و به خدمات دولتى پرداخت . درين روزگار است كه رنگ شعر ايرج يكباره عوض مىشود و معانى و مضامينى كاملا تازه در آن راه مىيابد . آشنايى با زبان فرانسوى و ديدن زندگى مردم اروپا ايرج را مردى آزاد فكر و متجدّد و ترقّى خواه بار آورده بود . . . شعر ايرج گاه متأثّر از افكار اروپايى است از اين رو مضامينى مقتبس از آثار اروپايى نيز در آنها ديده مىشود . به طور كلّى شعر ايرج به سادگى و اشتمال بر مفردات و تعبيرات عاميانه مشهور است . . .
در ديوان ايرج اشعارى از نوع مثنوى ، قطعه و غزل و همچنين اشعارى گوناگون ، گاه در قالبهاى نو مىتوان يافت . وى همچنين اشعارى در منقبت امام على ( ع ) نيز دارد .