تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
از آن مشاهده مشهود گشت عشق بديع * مطوّل است معانى به اين و آن اطول
چگونه عشقى درندهء تمام حُجب * چگونه عشقى سوزندهء تمام ملل
به جستجوى محل ساز بىقرارى كرد * كه تا قرار بگيرد ولى نديد محل
يكى نبود كه چون جان بگيردش به كنار * يكى نبود كه چون جان بگيردش به بغل
امانتى شده از بهر امتحان شد عرض * ز شاهد ازلى كردگار عز و جلّ
ز كاينات ز عالِم گرفته تا جاهل * ز ممكنات ز اعلا گرفته تا اسفل
ز قدسيان سما تا به عرش و لوح و قلم * ز ساكنان زمين تا به بَرّ و بحر و جَبل
به قدر همّت خود هر يكى بلى گفتند * از آن متاع ربودند اگر چه يك خردل
قبول كثرت و قلّت مگر كه باعث گشت * كه مشترى شده مسعود و نحس ماند زحل
ولى تحمّل مجموع آن نيارستند * از آن كه بار گران بود و برد بار كسل « 2 »
هامش
( 2 ) . على ( ع ) در شعر و ستايش فارسى ، صص 171 - 172 .