خاورى شيرازى ( حدود 1190 ه . ق . - )
ميرزا فضل اللّه شريفى حسينى متخلص به « خاورى » در شيراز متولّد شد . بعد از كسب كمالات ، نديم حسينعلى ميرزا ، فرمانفرماى فارس گرديد . سپس به تهران آمد و با بزرگان نشست و برخاست كرد ، به ويژه در خدمت و مورد اعتماد ميرزا شفيع مازندرانى ، وزيرى معتبر گرديد و به تحرير رسائل و نوشتن فرمايشهاى او مشغول گشت .
از آثار او كتاب تاريخ قاجار معروف به تاريخ ذو القرنين و احسن القصص يا يوسف و زليخاست كه بعد از يوسف و زليخاى جامى امتياز و ويژگى خاص خود را دارد . در كتابهاى زندگينامه و تذكرهها ديوان اشعارى هم به دو نسبت دادهاند .
به هر صورت خاورى سرايندهاى تواناست كه تأويلات لطيف و تشبيهات بديع و مضامين كاملا نغز و پسنديده در گفتههاى خود به كار برده و كلامش به حسن عقيده و ايمان راسخ عجين است . « 1 »
در يوسف و زليخاى خاورى اشعار چندى در ستايش پروردگار و نعت و معراجيه در مورد خاتم پيامبران حضرت محمّد ( ص ) و مناقبى دربارهء مولى الموحّدين امام على ( ع ) وجود دارد كه همهء اينها بازتاب محبّت قلبى و ارادت صادقانهء خاورى به مسائل مذهبى و اسوههاى بزرگ جهان بشريت يعنى حضرت ختمى مرتبت محمّد مصطفى ( ص ) و داماد گرانمايهء ايشان حضرت على ( ع ) است .
على آن شهسوار بدر و صفّين
على آن شهسوار بدر و صفّين * طراز محفل طه و ياسين
كسى كآمد ثناگستر خدايش * هزاران جانِ من بادا فدايش
هامش
( 1 ) . احسن القصص يا يوسف و زليخا ، مقدّمه ، صص ج - ه .