مشتاق اصفهانى ( 1100 الى 1171 ه ق - )
مير سيد على مشتاق از سادات حسينى اصفهان و اصلا اصفهانى است . وى علاوه بر اطّلاعات وافيه از فنون مختلفهء شعر و ادب ، در علوم معقول و منقول هم دستى داشته و كاملا از علوم متداولهء عصر خود بهرهمند بوده است .
مشتاق از ابتداى دورهء جوانى رغبت تامّى به نظم اشعار و مضامين بلند داشته و بيشتر با شعراى اصفهانى دورهء خويش مصاحب بوده و تقريبا شعراى مشهور انجمن ادبى مشتاق - كه قريب به يقين مولود فكر خود اوست - استادى وى را اعتراف كردهاند .
مشتاق به جهت وضعيت عصر و زمان خود كه در حقيقت عصر انقلاب و مقارن زوال و تأسيس سلسلهها و سلاطين چندى بوده و شاهان مزبور چندان نظرى به ادب و ادبيات نداشتهاند ، مديحهسرايى را پيشهء خود قرار نداده و از اين راه امرار معاش نمىكرده است . قصايدش شاهد اين مدّعاست زيرا كه در آن قصايد فقط به مناقب رسول اكرم ( ص ) و ائمّهء هدى پرداخته و مسلّما از مديحه سرايى تنفّر داشته به طورى كه در جايى مىگويد :
منّت براى رزق ز دونان چرا كشم * گيرم كه كاست جانم و افزود قالبم ؟ . . .
مشتاق در سخن منظوم سبك خاصى نداشته فقط از اين لحاظ واجد اهميت است كه تجديد احياى سبك عراقى كرده است .
مشتاق از فنون مختلف شعر بيشتر به غزلسرايى و رباعىسازى پرداخته ، گاهگاه هم در قصيده خود را توانا نشان داده و روى هم شاعرى با ذوق و خوش قريحه و روشنفكر بوده است .
اشعارش داراى مضامين بكر و بديع و جذّاب و دلكش و اغلب واجد زيباترين صنايع لفظى و معنويست . ديوانش تقريبا محتوى شش هزار بيت است كه متأسفانه به